متن سخنرانی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

به مناسبت دهه فرخنده غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

امر امامت ، عظمتش ، فوق تصور و ادراک ماست . غرض از خلقت . ...وقتی گفته می شود غرض از خلقت ، تمام این منظومه ها ، کهکشانها ، حساب و حد و حصراینها و عظمتشان را جز خالقشان نمی داند.  همه این تشکیلات مقدمه دو کلمه است:یکی معرفت و یکی عبادت.خلقت،غایتش و ثمرش این است.

‌      عصاره این عالم انسان است و انسان هم مخلوق برای این دو کلمه است:خدا را بشناسد، خدا را بپرستد . بعثت صد و بیست و چهار هزار پیغمبر هم، سلسله وحی و نبوت ، مقدمه همین دو کلمه است.و این دو میسر نیست الا به این دو امر. فقط آنچه بشر را به این دو مطلب نائل می کند عبارت است از : قرآن و بیان .

قرآن ، چون جز وحی خدا چراغ این راه نیست.در مقام معرفت الله و عبادت الله تمام انوار عقول بشر خاموش است . نور عقل کار می کند در آنچه زیر شعاع عقل است . آنچه تحت فکر است ، قابل تفکر است ولی آنچه فوق فکر است ، فوق عقل است ، دیگر چراغ عقل و فکر آنجا خاموش است . آنی که فوق عقل است ، خالق عقل است . آنی که فوق فکر است ، آفریننده فکر است . این است که آنجا هیچ مشعلی کار نمی کند . فقط چراغ وحی است و تفسیر وحی. ‌آن وحی باز بدون آن مفسّر نتیجه اش عقیم است.

هر قانونی مفسری لازم دارد.علم معلّم می خواهد.طب ،‌طبیب می خواهد. اگر طب باشد و طبیب نباشد نتیجه آن طب کجا حاصل میشود ؟ قرآن ، طبّ بشریت است . امام ، طبیب انسانیت است . قرآن ، قانون معرفت و عبادت است . امام ، مفسّر این قانون است . این است معنی " الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ " .

فهمیدن کلمات قرآن که ساده نیست . " الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ " . اصلا تعبیر خدا کمر شکن است . "اکملت" کامل کردم برای شما دین شما را " وَرَضِيتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِينًا " . معنی این جمله این است که آن اسلامی که مقصد تمام انبیاء و مرسلین بود . ابراهیم خلیل وقتی کعبه را ساخت دعایش چه بود؟ گفت او و اسماعیل آن هم هنگام ساختن کعبه : " رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَک وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَک " . این منتهی الآمال ابراهیم خلیل است . آن اسلامی که ابراهیم از خدا خواست آن اسلام مرضی خداست اما به شرط ولایت امیر المؤمنین. " وَرَضِيتُ لَکمُ الْإِسْلَامَ دِينًا " ‌امروز من اسلام را به عنوان دین برای شما مرضی خودم قرار دادم و به این اسلامی که توأم با او باشد راضی شدم .

این است که ما غافلیم چه ایامی در پیش است؟ آن دهه [دهه غدیر] ان شاء الله باید در مملکت ایران تمام سرتاسر دهه ، مجالس ، مساجد به شرح وقایع آن ایام مشغول باشد .

یک دقایقی است که اینها مورد غفلت واقع شده است . آنی که محیر العقول است این است که همه این قضایا در همین ایام خاص است . روز غدیر روزی بود که عَلَم اسلام را افراشته کرد آن هم به دست خاتم . آن خطبه ای که خواند در آن روز که اقیانوس علم و حکمت و معرفت است ، شقّ القمری کرد . و آن خطبه ... بعد امیرالمومنین را سر دست بلند کرد . از عجایب این است که در همان ایام سوره دهر نازل شد . سوره دهر کتابها شرح لازم دارد . " هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَکنْ شَيْئًا مَذْکورًا ، إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ، إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاکرًا وَإِمَّا کفُورًا " .  همه اینها مقدمه است . ذی المقدمه آنجاست که می فرماید : " وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ، إِنَّمَا نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکورًا " . این سوره در همان دهه نازل شد . سوره ای که غرض از خلقت را در این چند نفر نشان داد غوغائی است. ما غفلت کردیم . ان شاء الله این دهه باید جوری احیاء بشود  چون خدا در همین دهه هم نبوت را احیا کرد و هم امامت را .  هم نبوت و هم امامت ، هر دو به چه زنده شد؟ هر دو تا یعنی تمام رسالت انبیاء ، مقدمه خاتم بود . رسالت خاتم در همین دهه احیاء شد . بعد آن رسالت باز سرمنشأ ولایت بود . آن ولایت در همین دهه احیاء شد . این مطالب است که مورد غفلت واقع شده است . به قدری این قضیه مهم است . خوب این را بفهمید ، درک کنید ، و همه باید بیدار بشوند در این نکته و آن نکته این است که تمام علماء عامه متفق اند ، احدی نیست که بتواند دم بزند ، و آن قضیه این است که در قضیه مباهله پیغمبر ثابت کرد خلافت بلافصل علی بن ابی طالب را . سرّش چیست ؟ سرّش این است : این بهت آور است : کسی که کتابی نوشته که ریشه شیعه را بِکند - این عقل را مبهوت می کند- در همان کتاب این را نوشته . ببینید خدا چه می کند؟ به دست خودِ نفاق ریشه نفاق را می کند "وَمَکرُوا وَمَکرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاکرِينَ".                            

در همان کتابی که برای بطلان مذهب شیعه نوشته ، نوشته که در قضیه شورا ، امیرالمؤمنین به همه صحابه جمع حاضر این کلمه را گفت . گفت : از من نزدیکتر به پیغمبر سراغ دارید؟ آن وقت استدلالی که حضرت کرد ، این است . خوب اینها را درک کنید.فرمود: خدا خودش در قرآن مرا جان پیغمبر قرار داده ، فرموده : "وانفسنا وانفسکم"، پسران مرا پسران خودش قرار داده ، "وابنائنا وابنائکم" . زنان مرا زنان خودش قرار داده "ونسائنا ونسائکم" ، از من نزدیکتر به او کسی هست؟

این نص قرآن است ، " فَمَنْ حَاجَّک فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِينَ " . احتجاج این است . این منطق شیعه است.فرمود : از من نزدیکتر به پیغمبر کسی هست؟ اگر صحبتِ زن در آیه کرده نساء مرا نساء خودش قرار داده . اگر گفتگوی فرزند آمده ، فرزندان من است اما خدا فرموده : "ابنائنا" ، نسبت به خاتم داده . مرا هم جان او قرار داده ، آیا از من نزدیکتر کسی هست ؟ همه گفتند ... ، همه گفتند : اللهم بلی ، خدا را شاهد می گیریم همین طور است .

آن وقت باید گفت به همه اینها که دم از فلان و فلان می زنند ، جان پیغمبر را ول کردید ، کسی را جای پیغمبر نشاندید که خود او می گوید : اقیلونی اقیلونی و لست بخیرکم ، من از شما بهتر نیستم ، بیایید این گردن بند خلافت را از گردن من بردارید . دومی می آید روی این منبر می نشیند ، بعد می گوید : همه مردم از من فقیه ترند حتی زنهایی که حجله نشینند . عقل ، فکر و درک این قدر تنزل کند که آن کسی که نسبتش با پیغمبر به نص قرآن این است او را خانه نشین کنند ، این را سر کار بیاورند . اگر دنیا عرضه دارد جواب این را بدهد . مهم این است . این است که آن دهه بسیار مهم است .

وقتی سیطره اسلام جهان گیر شد ، فتح مکه که شد . بعد از فتح مکه نامه نوشت به کسری ، شاهنشاه ایران . نامه نوشت به امپراطور روم . عظما بشر را دعوت کرد به اسلام . فرستاد نزد نصارای نجران . آنجا تمرکز نصرانیت بود . این است که گفتم آن دهه هم نبوت زنده شد هم امامت احیاء شد . فرستاد نزد نصارای نجران : یا سر بسپارید در مقابل این آیه "إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ کمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کنْ فَيَکونُ" ، یا برای مباهله حاضر بشوید . تمام ارکان مسیحیت همه حرکت کردند ، آمدند . بعد که احتجاج کرد ،  همه درمانده شدند . فرمود : یا بپذیرید یا حاضر برای مباهله بشوید ، یکی از این دو تا . آنی که حق است آنی که برهان قاطع الهی دارد ، این است . یا تسلیم یا دست به دعا بر می دارید ، خود خدا حق را روشن کند . وقتی این پیشنهاد را کرد گفتند : امشب برویم فکر کنیم . رفتند. تمام ارکان مسیحیت کتب آسمانی را مطالعه کردند ، عصاره مطلب این شد. آن اسقف اعظم گفت:ما فردا می رویم اگر آمد با اصحاب و انصار ، حاضر بشوید، خبری نیست ، اما اگر خودش آمد و اخص خواصش ، آن وقت مبادا دست به دعا با او بردارید که سال نو نشده ، ریشه همه شما کنده می شود . فردا صبح شد . عالَمی در انتظار است که آیا چه می شود؟ صبح که شد ، فاتحه آن روز این بود ... . اینها که می گویم تمام علماء عامه ملزم اند بپذیرند . هر کس که قدرت دارد دم بزند!!! همان روز آمد ، امیرالمؤمنین را خواست ، صدیقه کبری را خواست ، حسن و حسین را خواست ، زیر آن کساء برد . بعد فرمود : " إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکمْ تَطْهِيرًا " . ام سلمه گفت : یا رسول الله من هم راه دارم؟ فرمود : أنت بخیر، تو بخیر باش . اینجا حریمی است که غیر از اینها احدی راه ندارد  همان هایی که این آیه درباره شان نازل شد . بعد که کساء را برداشت ، خودش جلو ، سید الشهداء را در آغوش گرفت . دست امام حسن را به دستش گرفت. پشت سرش صدیقه کبری ، پشت سر صدیقه کبری امیرالمؤمنین . به این هیأت وارد میدان مباهله شد . همین که چشم اسقف اعظم افتاد ، اعلام کرد گفت : چهره هایی را می بینم که اگر اینها دست به دعا بردارند یک نفر از نصاری در روی زمین باقی نخواهد ماند . آنی که نبوت را احیاء کرد - دنیا هم نمی تواند منکر بشود - این است که وقتی کار به اینجا رسید همه علماء نصاری سر سپردند ، تسلیم شدند جزیه بدهند اما با او دست به دعا برندارند . برهان قاطع نبوت در آن دهه حاصل شد . این یک کلمه بود . کلمه دوم این بود که به نصّ قرآن [ یک وقت مطلب در گوشه فلان کتاب است ، روایتی است ، یک وقت نص قرآن است ]. نص قرآن این است "وانفسنا و انفسکم". به اتفاق همه در مقابل "انفسنا" فقط کسی را که آورد علی بن ابی طالب بود .

پس علی به حکم خدا جان پیغمبر شد ، وقتی جان پیغمبر در امت است امامت امت به دیگری نمی رسد . این است که مسأله مذهب شیعه ، قضیه ریاضی است . دو دو تا چهار تا . اگر دنیا قدرت دارد جواب این مطلب را بدهد؟ "وانفسنا وانفسکم" .

پس او شد نفس پیغمبر و او شد جان پیغمبر . خلاصه تا علی هست پیغمبر هم هست . این است که وقتی خطبه خواند برای ماه رمضان ، بیان خود خاتم النبیین این بود : یا علی آن کسی که تو را بکشد مرا کشته. همه اینها ریشه در قرآن دارد، چون او نفس پیغمبر است .

سر سپردند ، تسلیم شدند هر سال دو هزار حله بدهند. به جزیه تسلیم شدند.

تمام شد . خود رسول خدا فرمود : اگر با من دست به دعا بر می داشتند تمام نصاری مسخ می شدند به قرده و خنازیر . لاضطرم الوادی نارا ، تمام این وادی یکپارچه آتش می شد .

حالا همه اینها چیست؟ خوب فکر کنید. همه اینها قدرت نفس پنج نفر است. این است که برهان مذهب شیعه به این حد از قدرت است . اگر یک نفر ... .

خوب این دو کلمه را یاد بگیرید . اگر یک نفر بود از این چهار نفر بالاتر بود  پیغمبر او را واگذاشته بود ، اینها را برده بود،این می شد ترجیح مرجوح بر راجح، و ترجیح مرجوح بر راجح بر خدا محال است . اگر یک نفر هم بود در همه امت در هم طراز این چهار نفر بود ، آن را می گذاشت اینها را می برد ، ترجیح بلا مرحج بود و ترجیح بلامرجح عقلا و نقلا باطل است . پس به حکم قرآن و عقل ، ثابت شد که اعلی ، اشرف ، اکمل ، افضل از این چهار نفر در کره زمین نبود .

خلاصه کلام این روزها باید احیا بشود ، این حقایق باید در مساجد منتشر بشود . هر بابی کتابی دارد . امیدواریم ان شاء الله امسال یک عده مردم با همت دامن به کمر بزنند اقدام به این کار بکنند ، در حسناتی که سال به سال افزوده می شود همه سهم داشته باشند . من سنّ سنة حسنة فله أجر من عمل بها . اگر شما بنیانگذار یک آئین مقدسی شدید اجر هر کسی که عمل کند در نامه عمل شما نوشته می شود . این سعادتها را از دست ندهید . هر مجلسی که منعقد بشود در آن مجلس مناقب این خانواده ، فضائل این جمع ذکر بشود در دفتر عمل شماها نوشته می شود . بالاتر از همه مطالبف دعای امام ششم است:رحم الله من أحیی أمرنا.

کسانی هم که در این کارها اقدام می کنند این را باید بدانند : دستگاه قدس شرط دارد . هر کسی را راه نمی دهند . باید این چند کلمه را رعایت کنند .

خدمتگزاران فاطمیه ، خدمتگزاران علویه ، خدمتگزاران صادقیه ، خدمتگزاران دهه ولایت و امامت کبری همه باید این چند کلمه را مراعات کنند : اول : نماز . رابطه خود را با خدا محکم کنند . بر همه کار نماز را مقدم بدارند . هر روز بدون استثناء هر چه می توانند قرآن بخوانند برای امام زمان . این برنامه را ترک نکنند اسمشان در دفتر نوشته خواهد شد و ابدا قلم نخواهد خورد . چون خود حضرت فرمود کسی که این کار را بکند با ما خواهد بود . کسی که امام وعده داده با ماست دیگر ممکن نیست جدا بشود . از امروز شروع کنید . به دیگران هم توصیه کنید . ان شاء الله موفق باشید .

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا .

جمعه 15/8/1388 هجری شمسی

مطابق با 18/11/1430 هجری قمری


متن سخنراني حضرت آيه الله العظمي وحيد خراساني مدظله العالي

دربارة مقام و منزلت اميرالمؤمنين علیه السلام



بسم الله الرّحمن الرّحيم .

(الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي سيّدنا محمّدٍ و آله الطّاهرين سيّما بقيّه الله في الارضين و اللّعن علي أعدائهم إلي يوم الدّين .)

اميرالمؤمنين7 خورشيديست . قلوب هر يك ، به اندازة ظرفيت خودشان از اشعّة اين خورشيد استفاده مي كنند . آنچه در تمام كتب نوشته شده ، بدون استثناء ، معرّفي اشعّه اي است كه هر قلبي به اندازه ظرفيتش از شعاعي كه از اين خورشيد گرفته ، بيان كرده است ؛ ولي به خود خورشيد اَحَدي نرسيده و نخواهد رسيد ؛ مگر كساني كه در آن مرتبه اند . و بالاترين معرفت براي ما اينست كه بفهميم نمي فهميم و بالاترين علم اينست كه بدانيم نمي دانيم و مهم اين جهت است .

امام دهم ، عليّ بن محمّد7 وقتي زيارت غدير را انشاء مي كند ، در آن زيارت روشن مي شود كه قضيه ، چه قضيه اي است ؛ شخص چه شخصي است و شخصيّت ، چه شخصيّتي است ؟ درك خود اين زيارت ، بدون مبالغه ، از عهدة تمام حكما و تمام فقها بالاتر است . چند فراز از اين زيارت خوانده مي شود . منتها آنهايي كه عُمري در علم و فكر گذرانده اند ، بايد در جمله به جملة آن دقّت كنند . چند فراز از اين دريا اينست :

صَلَواتُ اللهِ عَلَيكَ غادِيَهً و رائِحَهً و عاكِفَهً و ذاهِبَهً، فَما يُحيطُ المادِحُ وَصفَكَ و لا يُحبِطُ الطّاعِنُ فَضلَكَ، أنتَ أحسَنُ الخَلقِ عِبادَهً و أخلَصُهُم زَهادَهً و أذَبُّهُم عَنِ الدّينِ، أقَمتَ حُدودَ اللهِ بِجُهدِكَ و فَلَلتَ عَساكِرَ المارِقينَ بِسَيفِكَ، تُخمِدُ لَهَبَ الحُروبِ بِبَنانِكَ، و تَهتِكُ سُتوُرَ الشُّبَهِ بِبَيانِكَ، و تَكشِفُ لَبسَ الباطِلِ عَن صَريحِ الحَقِّ، لا تَأخُذُكَ فِي اللهِ لَومَهُ لائِمٍ.[1]

چنين كسي بايد چنان كسي را معرفي كند . ما هم ((بِالكلّ مِنَ الصّدر إلي الذّيل)) همه بايد لب ببنديم . فقط تأمّل كنيم كه آنان كه شأنشان ، مدّاحي اميرالمؤمنين است ، در مدح او چه گفته اند . شرح هر يك از اين جمله ها ، ساعتها لازم دارد و ما امروز فقط به يك جمله از آن قناعت مي كنيم .

كلام امام ، قالب حقيقت است . غير معصوم مطلقاً وقتي حرف بزند ، هر چه افق فكر و علم بالا برود ، چون احاطه به واقع نيست ، خواه ناخواه لفظ قالب معنا نيست و اين نكته مهمي است كه اهل دقت و نظر بايد روي آن مطالعه كنند . هر چه سطح فكر بالاتر برود و عمق عقل بيشتر شود ، تناسب مابين الفاظ و معاني بيشتر مي شود و هر چه سطح فكر پايين تر است ، اين تناسب كمتر است . امّا هيچ وقت از غير معصوم ، لفظ قالب حقيقت نمي شود . چون قالبيّت حقيقت متوقّف است بر احاطه بر حقيقت تا بتواند لباس لفظ را به قامت معنا چنان كه مناسب است ، ببُرّد و بدوزد . و اين فقط از عهده معصوم ساخته است و لاغير .

آن كسي كه شاهد خلق است و به عمق وجود رسيده است ، او مي تواند واقع را كما هُوَ و حقيقت را كما هِيَ بيان نمايد . چنين كسي وقتي در مقابل قبر اميرالمومنين7 مي ايستد ، نحوة بيان او اينست : دايرة خلق چقدر است ؟ مادون خالق هر كه هست ، در دايرة خلق است . بيان امام اينست و همين جمله بس است كه سالها فكر حكيم ترين حكما و فقيه ترين فقها را مشغول كند . جمله اينست : ((فَما يُحيطُ المادِحُ وَصفَكَ)) اين چه موجودي است ؟ اين چه مخلوقي است كه مادح علي الإطلاق كُلّ مَن كانَ در دايرة خلق ، تا آنجا كه صدقِ عنوان خلق است ، در تمام اين دايره هيچ مادحي نمي تواند به وصف تو احاطه كند . وصف چقدر است كمّاً و چه حد است كيفاً كه هيچ مادحي بدون استثناء و تخصيص ، حقّ اينكه اين حد را بشكند ندارد . كيست و چه دارد و به كجا رسيده ؟ از خدا چه گرفته كه امام دهم در مقابل قبر او مي گويد : تو آن كسي هستي كه هيچ مادحي به وصف تو احاطه پيدا نمي كند .

آنهايي كه رسيده اند ، شعاعي است كه از اين روزنه در قلب و مغزشان افتاده ؛ ولي ساحت خود خورشيد ، أعلي و أرفع از نيل است . كلام الامام ، امام الكلام است ، امام استدلال مي كند و به دنبال مدّعا ، دليل مي آورد . جملة اولش اينست : ((أنتَ أحسَنُ الخَلقِ عبادَهً)) اولاً بايد فهميد عبادت يعني چه ؟ آيا ما فهميديم عبادت چيست ؟ مشكل اينجاست . عبادتي شنيديم . حالا ما اشاره مي كنيم ؛ آنها كه اهل فهمند ، بعداً خواهند فهميد كه نفهميده اند .

عبادت چيست ؟ ((ما خَلَقتُ الجِنَّ و الإنسَ إلا لِيَعبُدونَ)) عبادت وقتي فهميده مي شود كه بفهميم اين مفهوم ، ذات تعلّق است . نيل به مفاهيم ذات تعلّق ، ممكن نيست إلّا به خود متعلّق و ظرف تعلّق . براي كساني كه اهل نظرند ، قهراً روشن است مفهوم ذات اضافه بدون مضاف و مضافٌ إليه ، قابل نيل نيست : ((و ما اوتيتُم مِنَ العلمِ إلّا قَليلاً)) عبادت چيست ؟ عابد كيست ؟ معبود كيست ؟ بايد انسان را شناخت تا اين طرف مفهوم روشن شود . بايد خدا را شناخت تا آن طرف مفهوم روشن شود . آن وقت ، روشن شود كه ((ما خَلَقتُ الجِنَّ و الإنسَ إلا لِيَعبُدونَ)) يعني چه ؟ 

خلاصه ، عالَم خلق شده و اين درخت عظيم خلقت ، فقط يك ثمر دارد و آن ثمر ، عبادت است . اين عبادت با آن خصوصيت كه اشاره شد ، قهراً مي شود ثمر خلقت . حالا بايد ديد اين قوّه در چه كسي به فعليّت رسيده و اين استعداد در چه وجودي طلوع كرده و ظهور كرده ؟ عبادت ، دو عبادت است :  عبادت بالتّسخير و عبادت بالاختيار . عبادت بالتّسخير بحثي دارد ، عبادت بالاختيار بحثي دارد . دايرة عبادت بالاختيار شروع مي شود از همة عُبّاد چه در مُلك و چه در ملكوت ، مِن ملائكهٍ أسكَنتَهُ سماواتِكَ و رَفَعتَهُ عَن أرضِكَ . آنها مستغرقند در عبادت او . چه عبادتي ؟ عبادتي كه نه ملالي در آنجاست و نه فُتوري در آنجاست . ((رُكّعي كه لا يَسجُدونَ ابداً ؛ سُجّدي كه لا يَرفَعونَ رُؤوسَهم ابداً)) چنين عبادتي با آن كيفيّت در ملأ أعلي . تا مي رسد به عبادت آدم ، عبادت نوح ، عبادت ابراهيم ، عبادت موسي ، عبادت عيسي . اين دايرة عبادت ! آن هم ، آن عبادت عُبّاد واصل به كمال معرفت .

مهم اينست كه در مقابل اين قبر مي فرمايد : ((أنتَ أحسَنُ الخَلقِ عِبادهً)) بُهت انگيز است اين جمله . آن ميوه خلقت نه در درخت وجود مَلَك به ثمر رسيد ؛ نه در درخت وجود بَشر . تنها از شجره وجود تو ظاهر شد . چيست اين عبادت كه أحسَنُ الخَلقِ عِبادهً شده ؟ اينجا روشن مي شود تفسير كلام امام : ((ما عَبَدتُكَ شَوقاً إلي ثَوابِكَ و لا خَوفاً مِن عِقابِكَ)) اولاً باز فهم اين كلمه مشكل است . از آن روزي كه قدم به دنيا گذاشته ، عابد بوده ؛ تا آن وقتي كه گفت : ((فُزتُ و رَبّ الكعبَه)) عابد بوده . بهشت را ديده ؛ نه شنيده ! جهنّم را ديده ؛ نه شنيده ! جهنّمي مي شنويم ، بهشتي مي شنويم ؛ ولي او ديده . بهشتي كه امام زين العابدين 7 مي فرمايد : آنچه كه در عالَم گفته شود ، وقتي ديده شود ، روشن مي شود كه آنچه شنيده شده ، بيشتر از آن چيزي بوده كه ديده شده است ؛ إلّا بهشت . بهشت وقتي ديده شود ، روشن مي شود كه آنچه مردم شنيده اند ، ديده شده از شنيده شده بيشتر است . بر چنين بهشتي قلم كشيده ؛ از آن وقتي كه تو را عبادت كردم ، اصلاً به شوق ثوابت تو را نپرستيده ام . كسي كه قلم كشيده و بر تمام اين جنّات عدن خطّ بطلان كشيده ، كيست غير از عليّ بن أبيطالب ؟ ((ما عَبَدتُكَ شَوقاً إلي ثَوابِكَ))

امّا جهنّم ! چه جهنّمي ؟ طليعة جهنّم اينست : ((إنَّ زَلزَلهَ السّاعَهِ شَيءٌ عظيمٌ. يَومَ تَرَونَها تَذهَلُ كُلُّ مُرضِعَهٍ عَمّا أرضَعَت و تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَملٍ حَملَها و تَرَي النّاسَ سُكاري و ما هُم بِسُكاري و لكِنَّ عذابَ اللهِ شَديدٌ.[2]

اين چه قدرتي است كه با خدا اينچنين حرف مي زند : ((و لا خَوفاً مِن عِقابِكَ)) نه از اين مي ترسم و نه به آن اشتياق دارم . الله اكبر ! تو چه بشري هستي ؟ تو چه موجودي هستي ؟ تو چه گوهر نشناخته اي هستي ؟ ((ما عَبَدتُكَ شَوقاً إلي ثَوابِكَ و لا خَوفاً مِن عِقابِكَ)) يعني اين روح ، خارج شده از محيط ثواب و از عالَم عِقاب تا رسيده به آنجا كه مي گويد : ((وَجَدتُك)) تو را يافتم . كو آن دهاني كه قدرت داشته باشد به ذات قدّوس حق بگويد : ((بَل وَجَدتُك)) تو را يافتم . شما كه عُمري درس خوانديد ، كتاب لغت را خوانديد . وَجَدتُك را كجا مي گويند ؟ گم شده فطرت ، خداست . چه كسي او را پيدا كرده ؟ كِه توانسته بگويد تو را يافتم ؟ اين بشر پيدا شد . گفت : وَجَدتُك. بعد ، كافِ خطاب را توصيف كرد : ((وَجَدتُك أهلاً لِلعِبادَهِ فَعَبَدتُكَ)) حالا معلوم مي شود بيان امام دهم كه : ((أنتَ أحسَنُ الخَلقِ عِبادهً)) ميوة اين عبادت چيست ؟ ((عَبدي أطِعني حَتّي أجعَلَكَ مَثَلي. أقولُ كُن فَيَكونَ، تَقول كُن فَيَكونَ ))

به ثمر رسيد در او ؛ رسيد به جايي كه تنها كسي كه اين تكّه قرآن را بيان كرد ، خود او بود . قرآن را بخوانيد : ((و لِلّهِ المَثَلُ الأعلي؛ و لَهُ المَثَلُ الأعلي)) عبادت را به اينجا رساند . بعد اين قدرت را پيدا كرد كه بگويد : ((أنَا المَثَلُ الأعلي))





[1] مفاتيح الجنان، زيارت حضرت اميرالمؤمنين 7 در روز غدير

[2] سوره حج، آيات 1 و 2

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید