رجال مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

الفوائد الرجالیه

آیت الله شیخ محمد مظفری


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین .

و بعد : از آنجا که علم رجال برای تمییز صحیح روایات از سقیم آن لازم است بحثی روزهای پنجشنبه در گذشته برای طلاب علوم دینی در حوزه علمیة قزوین داشتیم گرچه بواسطة موانعی استمرار پیدا نکرد لکن آنچه که در آن بحث شده از فوائد و قواعد رجالی در این اوراق ضبط نموده باضافاتیکه اخیراً بر آنها اضافه شده برای تتمیم نفع شاید انشاء الله برای مبتدی نافع و برای این حقیر ذخیره آخرت و یادگار خیری در دنیا بوده باشد ، و امید است از ناظرین عفو و اغماض از قصور و تقصیر فرموده و طلب مغفرت از پروردگار عالم جل ذکره برای این رو سیاه بنمایند حیا و میتا .

خداوند انشاء الله ما را موفق بتحصیل و فراگرفتن علوم دینی فرموده و مؤید بر عمل بدارد آمین یا رب العالمین .

و انا الاحقر الافقر الی رحمت ربه الغنی محمد بن ملا ابراهیم المظفری القزوینی عفی الله تعالی عنهما بحق محمد و آله الطاهرین .


التعاریف لبعض العلوم

مقدمه در تعریغ بعضی علوم

تاریخ

علم تاریخ عبارت است از شناخت احوال اشخاص از انبیاء و اولیاء و اوصیاء و علماء و حکماء و ملوک و شعراء و خطباء و نویسندگان و غیرهم و عالم بتاریخ کان با همه آنان معاصر بوده .

اذا عـرف الانسان أخبار من مضی توهّمته قد عاش فـی أول الدهـــر

و تحسـبه قد عاش آخر دهـــره الی الحشر ان أبقی الجمیل من الذکر

فقد عاش کل الدهر من کان عالماً کریما حلیما فاغتنـم أطـول العمــر

فائده این علم عبرت گرفتن از حالات گذشتگان و از ترقی و تنزل أمم و دول و استفاده از تجربیات و علوم آنان تا اجتناب از موجبات تنزل و اختیار أسباب ترقی بشود .

جغرافیا

علم جغرافیا عبارت است از شناخت زمین از جهت تقسیم آن به اقالیم و جبال و انهار و براری و بحار و مدن و قری و عرض و طول بلدان و اوضاع طبیعی و سیاسی و اقتصادی کشورها و چگونگی ملل و سایر موجودات مناطق کره زمین .

تراجم

علم تراجم عبارت است از علم بشرح حال علماء و بزرگان از نسب و تولد و وفات آنان و دانستن سیرت و اخلاق و خدمات و آثار قلمی آنان است .

درایه

علم درایه عبارت است از شناخت متن و سند و کیفیت تحمل و آداب و بعض از اصطلاحات حدیث است .

رجال

علم رجال عبارت است از علم به احوال روات و کسانیکه در سلسله أسناد روایات معصومین سلام الله علیهم اجمعین واقع شده اند از جهت وثاقت و ضعف آنان .

موضوع علم رجال:

بنابر مشهور که در هر علمی باید موضوعی باشد تا در آن علم بحث شود از عوارض آن موضوع .

موضوع علم رجال روات حدیث است و بحث می شود در آن علم از عدالت و وثاقت و فسق روات که این صفات از عوارض روات بشمار می آید .

فائده علم رجال

فائده علم رجال همان وجه حاجت به آن علم است ، بیان مطلب اجمالاً این است .

پروردگار عالم تکالیفی الزامی و احکامی دارد نسبت به بندگانش و لازم است که در مقام امتثال آنها بر آمد ، عمل بظن در امتثال آن احکام جایز نیست زیرا حرمت عمل بظن ثابت است بادله اربعه .

قال الله تعالی: قل : الله اذن لکم ام علی الله تفترون [1]

این آیه شریفه دلالت دارد بر اینکه آنچه که مأذون از قبل پروردگار نباشد افتراء خواهد بود .

و در روایتی از حضرت صادق(ع) نقل شده فرموده اند :

القضاه اربعه ثلاثه فی الناو و واحد فی الجنه رجل قضی بجور و هو یعلم فهو فی النار و رجل قضی بجور و هو لا یعلم فهو فی النار و رجل قضی بالحق و هو لا یعلم فهو فی النار و رجل قضی بالحق و هو یعلم فهو فی الجنه و قال (ع) الحکم حکمان حکم الله و حکم الجاهلیه فمن أخطأ حکم الله حکم بحکم الجاهلیه . [2]

گر چه این روایات در قضاء و حکم است لکن ملاک یکی است و مرحوم شیخنا الانصاری قده در رسائل نقل اجماع فرموده از مرحوم بهبهانی قده بلکه فرموده اند : عدم جواز العمل بالظن بدیهی عند العوام فضلا عن العلماء ثم قال الشیخ قده : و من العقل تقبیح العقلاء من یتکلف من قبل مولاه بما لا یعلم بوروده عن المولی و لو کان عن جهل مع التقصیر انتهی .

پس باید در مقال عمل و امتثال بعلم و یا علمی عمل شود و یا از طریق امتثال شود .

عقل ادراکاتش قاصر است و احاطه بر مصالح و مفاسد واقعیه ندارد ، و قرآن مجید خیلی از احکام را صریحاً بیان نکرده ، و آنچه که از احکام از عبادات و غیر عبادات در قرآن مجید ذکر شده است نوعاً کلی است و اجزاء و شرائط و موانع آنها بیان نشده است و اجماع محصل که کاشف از رأی معصوم است بسیار کم و نادر است و اجماع منقول هم نهایت مفید ظن است و عرض شد که ظن حجت نیست و حرام است عمل به آن علاوه در همه مسائل اجماع منقول هم وجود ندارد و احتیاط کلی هم یا امکان ندارد و یا اخلال به نظام میرساند و یا مستلزم عسر و حرج خواهد بود .

پس راه امتثال عمدة احکام شرعی منحصر است به بیان معصومین سلام الله علیهم اجمعین ( قولا و فعلا و تقریراً ) و بحمد الله در همه ابواب فقهی بمقدار وافی وجود دارد .

از آنجا که دشمنان دین و مذهب روایاتی را جعل و نسبت داده اند به ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین و داخل در روایات ائمه ما کرده اند لازم است ، تمییز صحیح آنها از سقیمش و آن به علم رجال حاصل می شود .

پس احتیاج به علم رجال است چه قاتل بانفتاخ باشیم کما هو الحق و چه قائل بانسداد باشیم اما بنابر انفتاح پر واضح است زیرا باب علم گرچه در اکثر موارد منسد است لکن باب علمی منفتح است که باب حجیت باشد و آن هم اکثراً روایات معتبره است .

و اما بنابر انسداد پس مطلق ظن حجت خواهد بود و شکی نیست که توثیقات رجالی موجب ظن بصدور روایات از معصومین سلام الله اجمعین خواهد بود .

شبهه و دفع

نسبت به مشهور داده شده که احتیاج به علم رجال نیست ، زیرا هر روایتی که مشهور به آن عمل نموده باشد حجت خواهد بود ولو از جهت سند ضعیف باشد و عمل مشهور جبران ضعف سند می نماید و هر روایتی که مشهور از آن اعراض کرده باشد حجت نخواهد بود گر چه رجال آن روایت همه از ثقات باشند .

لکن این مطلب نا تمام است هم از جهت کبری و هم از جهت صغری ، اما از جهت کبری پس آن در علم اصول مورد تعرض است و اینکه عمل مشهور به روایت ضعیفی جبران ضعف سند آن را نخواهد کرد زیرا عمل مشهور خود حجت نیست و ضم غیر حجت بغیر حجت حجت نخواهد بود .

و همچنین اعراض مشهور از روایتی موجب ضعف آن روایت نخواهد بود زیرا غیر حجت حجت را از حجیت نمی اندازد .

و اما صغری بر فرض تسلیم کبری پس عده زیادی از مسائل هست که مشهور متعرض آنها نشده اند ، و عده دیگری از مسائل نیز که مورد تعرض است چنان نیست که در تمام آنها یک طرف مسئله مشهور و طرف دیگر شاذ و نادر باشد ، پس علی کل حال احتیاج بعلم رجال بحال خود باقی است .

شبهه دیگر و دفع آن

نسبت داده اند بعده ای از اخباریین که روایات کتب اربعه(کافی – فقیه – تهذیب – استبصار) قطعی الصدور است پس احتیاج بعلم رجال نیست .

این مطلب نیز نا تمام است اما اولا روایات ما در تمام فقه اسلامی منحصر بروایات کتب اربعه نیست بلکه کتب زیادی داریم که از آنها هم روایاتی نقل شده کما اینکه با مراجعه به وسائل الشیعه تالیف مرحوم شیخ حر عاملی متوفای 1104 هجری و مستدرک الوسائل تألیف مرحوم حاج میرزا حسین نوری متوفای 1320 هجری و غیر هما من الجوامع این مطلب واضح خواهد بود ، و ثانیا در اسناد روایات کتب اربعه نیز عده ای ضعیف می باشند ، با این حال چگونه می شود ادعا نمود که روایات کتب اربعه قطعی الصدور است .پس احتیاج بعلم رجال هست حتی نسبت بروایات کتب اربعه .

صفحه بعد

[1] سوره یونس 59

[2] الکافی ج 7 ص 407 ب 2 من کتاب القضاء و الاحکام ح 1 و الفقیه ج 3 ص 3 ب 2 من ابواب القضایا و الاحکام ح1.